!!!.....داستان های

انواع داستان های کوتاه ، بلند ، عبرت آموز

 

 

نصیحت...

داستان یه خطی ولی با مفهوم.....

 

                                            نصیحت پیرمرد


به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!



پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ |
 

هزار سال

اینم یه داستان خیلی باحال در مورد بنده و خدا....!!!

 

cafe-webniaz.ircafe-webniaz.ircafe-webniaz.ir

                         هزار سال صبر کن

 

یه روز یکی از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰ سال برات چقدره؟

خدا میگه به اندازه یک دقیقه...

باز از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰دلار برات چقدره؟
 
خدا میگه به اندازه یک ریال....
 
بعد میگه خدایا میشه یک ریال به من بدی ؟
 
خدا میگه باشه فقط یک دقیقه صبر کن!!!!


جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ |
 

مسابقه...

سوال به همین راحتی.....

                                           سنگین ترین دانشمند


یک روزنامه انگلسی مسابقه خوانندگان را برگزار کرد و قول داد به کسی که در این مسابقه پیروز شود، جایزه کلانی خواهد داد.
سوأل مسابقه این بود که یک بالون حامل سه دانشمند بزرگ جهان است. یکی از آنها دانشمند علم حفاظت از محیط زیست و یکی از آنها دانشمند بزرگ انرژی اتمی و یکی دیگر دانشمند غلات است. همه کارهایشان بسیار مهم است و با زندگی مردم رابطه نزدیک دارند و بدون هر کدام زمین با مصیبت بزرگی مواجه خواهد شد. اما بدلیل کمبود سوخت ، بالون بزدوی به زمین می افتد و باید با بیرون انداختن یک نفر، از سقوط خودداری کند. تحت همین وضعیت شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟
بسیاری پاسخ های خود را ارسال کردند. اما وقتی که نتیجه مسابقه منتشر شد، همه با تعجب دیدند که پسر کوچکی این جایزه کلان را کسب کرده است .
جواب او این بود : سنگین ترین دانشمند را بیرون بیاندازید...!!!



چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ |
 

روووووووووح

یه داستان خیلی خیلی ترسناک همین پایین منتظر شماست.....!!!!!

 

                                           ماشین یک روح


یه نفر تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!
اینطوری تعریف میکنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی 20 کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم روشن نمیشد.
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت.
اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه میبینم، نه از موتور ماشین سر در میارم!!
راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو کرفتم و مسیرم رو ادامه دادم.
دیگه بارون حسابی تند شده بود.
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی صدا بغل دستم وایساد.
من هم بی معطلی پریدم توش. 
اینقدر خیس شده بودم که به فکر اینکه توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم.
وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!
داشتم به خودم میومدم که ماشین یهو همونطور بی صدا راه افتاد هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعدو برق دیدم یه پیچ جلومونه!
تمام تنم یخ کرده بود.
نمیتونستم حتی جیغ بکشم ماشین هم همینطور داشت میرفت طرف دره.
تو لحظه های آخر خودم رو به خدا اینقدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.
تو لحظه های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده. نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم.
ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه میرفت، یه دست میومد و فرمون رو میپیچوند.
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم.
در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون.
اینقدر تند میدویدم که هوا کم آورده بودم.
دویدم به سمت آبادی که نور ازش میومد.
رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین.
بعد از اینکه به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.
وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو.
یکیشون داد زد:
علی نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم سوار شده بود.



سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ |
 

نتیجه گیری....!!

الان حرفی برای گفتن ندارم!!فقط این که اگه یه مدت آپ نکردم ،ببخشید.

شکلک های شباهنگ Shabahang

                                       اولین نتیجه


یه روز شرلوک هلمز با دستیارش واتسن به تعطیلات می روند و در ساحل دریا چادر می زنند و در داخل چادر می خوابند……..

نیمه شب هلمز بیدار میشه و واتسن رو هم بیدار می کنه بعد ازش می پرسه :

واتسن تو از دیدن ستاره های آسمان چه نتیجه ای می گیری؟

واتسن هم شروع میکنه به فلسفه بافی در مورد ستارگان و میگه این ستاره ها خیلی بزرگند و به دلیل دوری از ما این قدر کوچیک به نظر می رسند و در سایر ستارگان هم ممکن حیات در آنها وجود داشته باشد و چند نوع انسان در کرات دیگر زندگی می کنند……..

که در اینجا هلمز میگه : واتسن عزیز!!

اولین نتیجه ای که باید می گرفتی اینه که : چادر مارو دزدیدند!!!!



چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ |
 

پیوند قلب2

نه به این داستان،نه به قبلی.........!!!


                عمل قلب


ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﻋﻤﻞ ﻗﻠﺐ ﺩﺍﺭﻡ؟
ﭘﺴﺮ: ﺁﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ.
ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ؟
ﭘﺴﺮ ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮ
ﻣﯿﮕﺮﺩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺷکهایش ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﺪ ﻭ
ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ..
ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ.
... 
...
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ
ﻫﻮﺵ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ،ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ
ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ
ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﯽ!!
ﺩﺧﺘﺮ: ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ
ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ
ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ؟
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻧﮓ ﺁﺭﺍﻣﺶ
ﺑﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﮐﯽ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﻭ
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﭘﺴﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ
ﺩﯾﺪﮔﺎﻧﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ،ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ هیچکس چیزی به من نگفت؟؟؟؟
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎ!!!!
ﺭﻓﺘﻪ دستشویی الان میاد....!!!ﺎﺩ ..


جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ |
 

پیوند قلب

این داستان خیلی قشنگه.......!!!

 

                                  در قلب تو زنده ام


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم . دختر لبخندی زد و گفت ممنونم . تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد ... حال دختر خوب نبود ... نیاز فوری به قلب داشت ... از پسر خبری نبود ... دختر با خودش میگفت : میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی ... ولی این بود اون حرفات ... حتی برای دیدنم هم نیومدی ... شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم ... آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید ...

چشمانش را باز کرد . دکتر بالای سرش بود . به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده . شما باید استراحت کنید ... درضمن این نامه برای شماست . دختر نامه رو برداشت ولی اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد . بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود : سلام عزیزم . الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام . از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم . پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم ... امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.دوستت دارم تا بینهایت......



یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ |
 

سوال بعدی...

ما این معلما رو چقدر اذیت میکنیم.....!!!

                        پسرک باهوش


معلم: هرکی سوال بعدی منو جواب بده میتونه بره خونه.

شاگرد کیفشو از پنجره میندازه بیرون...

معلم با عصبانیت: کی اون کیفو انداخت بیرون؟

من بودم آقا....

خداحافظ !!!!!!!!!!!



سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ |
 
نیلوفر

سلام؛
به وبی از جنس داستان خوش اومدین:)
امیدوارم مطالب موجود مفید واقع بشه.
و اگر مشکلی تو مطالب و در کل وب بود حتما اطلاع بدید که تا جای ممکن برطرف بشه.
از وقتی که برای خوندن مطالب وبم میذارید، متشکرم.

 

پيوندهاي روزانه

لوکس تم

آپلود عکس

پیچک

ابزار نظر سنجی

شکلک برای وبلاگ

برای تازه شدن دیر نیست

ابزار های وبلاگ نویسی

نایت اسکین

میهن اسکین

 

مطالب اخير

نصیحت...

هزار سال

مسابقه...

روووووووووح

نتیجه گیری....!!

پیوند قلب2

پیوند قلب

سوال بعدی...

ملکه هایی در ایران

عقل استاد

 

آرشيو مطالب

شهریور ۱۳۹۲

مرداد ۱۳۹۲

تیر ۱۳۹۲

خرداد ۱۳۹۲

اردیبهشت ۱۳۹۲

اسفند ۱۳۹۱

دی ۱۳۹۱

شهریور ۱۳۹۱

مرداد ۱۳۹۱

تیر ۱۳۹۱

خرداد ۱۳۹۱

اردیبهشت ۱۳۹۱

فروردین ۱۳۹۱

 
 

پيوند ها

دوقلوهای شیطون

سرزمین انیمیشن

ایستگاه فرهنگ

اشعار و سخنان زیبا

مطالب خواندنی

Game & Gamer

دخترا

شاپرک

!!!دنیا 2 روزه پس برو حالشو ببر

علم وحشت

Enter with smile

ریاضی

کلوپ طرفداران انیمیشن

مطالب جالب-hojjat

شازده کوچولو

فتوجم گالری عکس

مرگ یک زندگی

عزیزترین معلم دنیا

♥♥♥دنیای سرگرمی♥♥♥

روز شادی

زنــــــــدگی خــــــــــواب ها

...یه روز خوب میاد که

دنیای کوچک من

لاک پشت های نینجا

زندگی،دفتر خاطره ها

سارا آنلاین

یارا معصومی

لئوناردو لاک پشت محبوب من

!!!.....محوطه کتاب

بندانگشتی

جوان و نوجوان

shining stars

همه چی؟!!؟@#$

من یه نفر--بمب خنده

شکلک

...کتانی هایی که تو را پیموده است

داستان

زوم کن اینجا

*azad*

یسناجوون

jooooooook

...

خنده الزامیست

THE BEST GAMES ARE HERE

قلقلک

....عاشق تنها

من یک منتظرم

...

...

پاتوق دخترا و پسرا

^_ ^آتیشـــــــــــــــــــ پارهــــــ

.... دوستانه

...

کامنت

♥animation♥

پیدای پنهان

(((فقط خنده)))

دنیای خنده

خنده دار در حد مرگ

هـ ر چی از ژانر وحشـــ ت بخوای

خنــــــــــــده های اجبـــــــــــاری

℘پـیـتـزآ مَـخـلـوطـ℘

قاطی پاتی

♥ ★ زنــدگـی از نـو ★ ♥

...

دلنوشته های دختر آهسته

بوکس خنده

همه چیز از همه جا

HARRY POTTER

گوگل

تک پسر

♥ ♥ ♥ دنیای طنز وسرگرمی ♥ ♥ ♥

بیوگرافی وعکس های بازیگران فیلم هری پاتر

harry potter is magic

(....)

من از جنس آسمانم

همه چی دخترونه

Phoenix

hermaini potter 2013

هرچی شما بخواین!؟؟؟!

قورباغه ی دهن گشاد

جزیره مدفون شده کتاب

دختر ماه

.....

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

Design By Blog Skin

 

اسلایدر